شهید خواجویی

يكي از مربي هاي دانشكده سپاه را فرستاده بودند به قرارگاه سد دز تا كار با قطب نما را به بچه هاي واحد اطلاعات عمليات آموزش بدهد.

جلسه آموزش كه تمام شد،مهرداد به مربي گفت:من پنج-شش تا كار ديگه بلدم كه با قطب نما انجام بدهم.

بعد هم كارهايي راكه توي شناسايي ها تجربه كرده بود و ياد گرفته بود،براي او توضيح داد.

عصر همان روز،مربي رفته بود پيش مهرداد و از او خواسته بود مطالبي را كه صبح گفته، بنويسد تا از آنها توي دانشكده استفاده شود و كارهاي جديدي كه مهرداد ياد داشت،از جمله تلفين كار با قطب نما وستاره شناسي را به نام خودش در دانشكده تدريس كند.

مهرداد قبول نكرد چيزي بنويسد.دست آخر وقتي اصرار مربي و انكار مهرداد به جدال لفظي تبديل شد،حاضر شد چيزهايي راكه گفته بود،برايش تكرار كند و خودش بنويسد.

البته يك شرط هم گذاشت؛ آن هم اينكه جايي از مهرداد خواجويي نامي برده نشود